تبلیغات
شما

شناخت استعدادهای راستین در آینه خودآگاهی

شناخت استعدادهای راستین در آینه خودآگاهی

شناخت استعدادهای راستین خویش و تلاش برای شکوفایی آنها ناظر به یکی از مهمترین وظایف هر انسانی نسبت به خودش می‌باشد. وظیفه ای بس حیاتی که سهم قابل توجهی در آنچه خوشبختی خوانده می‌شود خواهد داشت. به عبارت دیگر، زیست رضایتمندانه و زندگی بالنده هر فرد در گرو شناخت و شکوفایی استعدادهای واقعی وی می‌باشد. یکی از کارکردهای نظام‌های آموزشی در کنار سایر کارکردها نیز ناظر به همین معنا بوده که فرد در فرآیند هدایت تحصیلی با شناخت استعدادهای واقعی خویش به سمت تلاش برای شکوفایی آنها رهنمون می‌تواند گردید. امری که بر خلاف ظاهر نسبتا ساده اش، آنقدرها آسان نبوده و بسیاری از شهروندان در حین یا اتمام تحصیل در یک رشته دانشگاهی متوجه می‌گردند که تناسبی با آن رشته تحصیلی نداشته و آن رشته تحصیلی با استعدادهای راستین آنها ناهمخوان است.

تغییر مسیر در این مقطع و موقعیت امری دشوار و برای بسیاری بویژه کسانی که در رشته تحصیلی خویش شاغل به کار گشته اند نسبتا ناممکن می‌نماید. بسیاری دگر اما هیچگاه به شناخت استعدادهای راستین خویش نائل نیامده و با کار در شغلی نامنطبق با آن، به زندگی ادامه می‌دهند که در سایه رضایت شغلی پایین، زیستی ناکامروا را تجربه خواهند نمود.

تاثیرات شناخت و شکوفایی استعدادهای راستین اما محدود به کامروایی شغلی نمانده و سایه تاثیرات آن بسان جوی فراگیر، سراسر زندگی فرد را احاطه و سهم و نقش قابل توجهی را در زیست رضایتمندانه و به تبع آن کیفیت زندگی متعالی وی به عهده خواهد داشت. یکی از پیش نیازهای بنیادین یک زیست کامروا و رضایتبخش، پویش در مسیر شکوفایی استعدادهای راستین بوده که پیش نیاز و لازمه تحقق آن در گام نخست، شناخت استعدادهای راستین خویش می‌باشد. برای شناخت استعدادهای واقعی اما نیاز به یک ابزار مناسب و کارآمد می‌باشد که بتوان با استفاده فرآیندی از آن به شناخت استعدادهای راستین خویش رهنمون گردید.

این ابزار می‌تواند در قامت یک مهارت بنیادین جلوه نموده و فرد را در راه شناسایی و شناخت استعدادهای راستینش به کار آید. این ابزار جامع و کار آمد برای نیل به شناخت استعدادهای راستین را می‌توان مهارت خودآگاهی نام گذاشت . مهارت خودآگاهی به معنای توانمندی فرد در شناخت استعدادهای راستین خویش، یکی از مهارت‌های بنیادین و پایه زندگی دانسته می‌شود. مهارتی زیرساختی که سایر مهارت‌های اصلی زندگی بر بستر و متاثر از آن رشد می‌توانند نمود. مهارت خودآگاهی را در حقیقت می‌توان به مثابه آینه تمام نمایی دانست که برخلاف آینه‌های معمولی-که فقط یک بعد و لایه از وجود ما را به ما نشان می‌دهند-همه یا عمده لایه‌ها و ابعاد وجودی مان را به ما می‌نمایاند. ما در آینه تمام نمای مهارت خودآگاهی می‌توانیم نقاط قوت و ضعف، ویژگی ها، خلق، علائق، سلائق، ترجیحات، استعدادها و دهها ممیزه منحصر به فرد خویش به عنوان موجودی بی همتا را شناخته و با این شناخت در مسیر در شکوفایی خویش و استعدادهای سرشارمان ره پوییم. لازمه تحقق این امر اما یادگیری و تسلط به این مهارت بنیادین زندگی پویا می‌باشد. با فراگیری مهارت خودآگاهی می‌توانیم توان بالقوه شناخت خویش را فعلیت بخشیده و مبتنی بر و متکی به این توان خودشناسی، در شناخت خویش و استعدادهای راستین و محدودیت‌های واقعی مان کوشیده و با رفع موانع و درک محدودیت‌ها در مسیر خودشکوفایی به عنوان هدف غایی مورد نظر بسیاری از مکاتب روانشناسی ره پوییم.

پویش این مسیر یعنی پیمودن مسیری که بازتاب آن پویایی و احساس رضایت و خوشبختی در زندگی شخصی، شغلی، خانوادگی و اجتماعی خواهد بود. بنا بر این تلاش برای فراگیری مهارت خودآگاهی به عنوان یکی از مهارت‌های بنیادین زندگی می‌تواند ما را از طریق شناخت استعدادهای راستین مان، به تحقق بخشیدن به خویشتن خویش در پرتو پویش در مسیر خودشکوفایی رهنمون گردد. امری که عدم تحقق آن، زیستی نارضایتمندانه و ناکامروا را به ما تحمیل می‌تواند نمود.

زیستی محنت بار که بعضی وقت‌ها ممکن است آن را در قالب جمله و عبارت "می پندارم همه چی دارم اما می‌ندانم زچه روی ناشادم" تجربه کرده یا در اطرافیان شاهد بوده باشیم. پس شایسته است زین پس با فراگیری مهارت خودآگاهی و شناخت و شکوفایی استعدادهای راستین مان، مانع از فروغلطیدن خویش در این سطوح نازل از کیفیت زندگی گشته و با زندگی پویا و پویا زیستی، به سان خورشیدی درخشان در سپهر زندگی مان بدرخشیم و خویشتن و همگنان را مهر بخشیم و رشد افزاییم.

  • تاریخ و ساعت انتشار :
    17:00       1397/05/29
  • تعداد بازدید :
    607
  • پسندیده :

کلمات کلیدی

خودآگاهی، خودشکوفایی

شناخت استعدادها




دلیل اصلی شکست استارت‌آپ‌ها - توسعه جغرافیایی غلط

موقعیت جغرافیایی از چند جهت مهم است. اولین نکته این است که باید میان مفهوم استارت‌آپ و موقعیت جغرافیایی آن هماهنگی وجود داشته باشد. 

استارت‌آپ Meetro این‌طور اعلام کرده است: «ما محصول خود را ارائه دادیم و آن را به تمامی دوستان خود در شیکاگو معرفی کردیم. بعد به مهم‌ترین روزنامه‌های محلی سفارش دادیم تا مقالات خوب و دقیقی در مورد محصول بنویسند. همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت... اما خیلی زود متوجه یک مشکل شدیم و آن هم این‌که اگر ۱۰۰ کاربر فعال در شیکاگو داری، دلیل نمی‌شود که بیشتر از یکی دو کاربر در میلواکی داشته باشی که فقط چند صد کیلومتر با ما فاصله دارد؛ دیگر چه برسد به نیویورک و سان‌فرانسیسکو. نرم‌افزار و مفهوم ما نمی‌توانست از حد مرزهای فیزیکی خود فراتر برود.»

موقعیت جغرافیایی، دلیل شکست برخی از تیم‌های دورکاری هم بوده است. کلید کار این است که اگر تیم شما قرار است از راه دور کار کند، باید راه ارتباطی موثری پیدا کنید؛ در غیر این‌صورت، فقدان همکاری تیمی و برنامه‌ریزی منجر به شکست خواهد شد. استارت‌آپ Devver این‌طور نوشته است: «مهم‌ترین مشکل تیم‌های دورکاری، مسایل اداری است. مدیریت لیست حقوقی، بیکاری، بیمه و غیره در سراسر یک استان خیلی سخت است... و اگر تیم خیلی کوچک باشد، فقط مایه‌ دردسر و اتلاف وقت است.»