تبلیغات
شما

مهارت‌های بنیادین زندگی یکی از الزامات زیست کامروا در دنیای شتابان امروز

مهارت‌های بنیادین زندگی یکی از الزامات زیست کامروا در دنیای شتابان امروز

شتاب روزافزون یکی از ممیزه‌های دنیای معاصر بوده و چگونگی سازگاری و تطابق با این شتاب یکی از بحران‌های فرا روی شهروندان این جهان پرشتاب می‌باشد از مهارت‌های بنیادین زندگی می‌توان به عنوان یکی از لوازم اساسی زیستی کامروا در این دنیای شتابان یاد نمود که تسلط شهروندان به آنها می‌تواند آنان را از آسیب‌های اخلالگر مسیر موفقیت وارهاند

سرعت و شتاب روزافزون امور از مشخصه‌های بارز تفاوت زندگی در شرایط امروز با گذشته بوده و توان تطابق با آن یکی از مسائل مهم فرا روی شهروندان در این پیوند می‌باشد. دستیابی به این توان تطبیقی و همگامی با روند تغییرات پر شتاب اجتماعی، نیازمند تسلط به مهارت هایی است که به موازات نوشوندگی شتابان جامعه، در حال به روز شدن و تکامل باشند. از جمله پیامدهای بحران تطابق مورد اشاره، پیامدهای روانی است که در قالب اضطراب روز افزون شبیه نوعی ترس از عقب ماندن و یا رفتار انسان دائما در حال رقابت، بروز و ظهور می‌یابد.

در این بستر اجتماعی، مطالبه گران تجربه آرامش، شمار روز افزون یافته و هر یک به طریقی در جستجوی آرامش از دست شده‌ی خویش بر می‌آیند. برخی نیز در این میان از طرق غیر علمی و غیر اصولی در صدد دستیابی به آرامش، برای رهایی از اضطراب فراگیر، با پاک کردن صورت مساله، به مصرف مواد مخدر، داروهای روانگردان و مشروبات الکلی روی آورده و قدم در مسیر ویرانگر اعتیاد می‌گذارند. در کنار عوامل متعدد دخیل در تطابق شهروندان با الزامات و اقتضائات زیست در دنیای پرشتاب کنونی، تسلط به مهارت‌های اساسی و ریز مهارت‌های زندگی از جمله عوامل مهمی است که در ارتقاء توان تطبیق و تطابق شهروندان با این الزامات نقش زیادی را عهده دار است. دستیابی به نصابی از کیفیت موثر و مطلوبی از ندگی و زندگی موثر و مطلوب، نیازمند دستیابی به سطوح قابل توجهی از دانش، آگاهی و تسلط به مهارت‌های بنیادین زندگی و ریز مهارت‌های وابسته به آن است.

دستیابی به این دانش و مهارت‌ها البته از جمله کارکردهای نظام آموزشی مقدماتی هر کشور بوده و انتظار می‌رود فارغ التحصیلان نظام آموزشی مقدماتی طی دوران تحصیل به فراگیری مقدمات این امر نائل آمده و بعدها از طریق تلاش، تمرین و مطالعات شخصی آن را تکمیل و به روز نمایند. متاسفانه در این مورد علیرغم بسیاری توانمندی ها، نقدهایی به نظام آموزشی فعلی در کشور ما نیز وارد است که مثلا بجای تقویت بیشتر مهارت‌های اساسی زندگی، مهارت تست زنی و عبور از آزمون‌های مربوطه را بیشتر در دانش آموزان مقاطع تحصیلات مقدماتی در پی تقویت می‌باشد. گویی دانش آموزان بیشتر نه برای زندگی کامروا و کامروایی در زندگی که برای عبور از آزمون‌های متعدد به تحصیل مشغولند. بنابراین آموزش و فراگیری مهارت‌های بنیادین و ریز مهارت‌های زندگی چه در بستر آموزش‌های رسمی مقدماتی و عالی و چه خارج از آن به عنوان یکی از اولویت‌های راهبردی در کنار سایر عوامل مهم دخیل، می‌تواند شهروندان را در نیل به توانمندی‌های لازم برای عبور از موانع فرا راه یک زندگی موثر در دنیای پرشتاب امروزین یاری رساند. مهارت‌های اساسی زندگی متعدد و متنوع بوده که در عرف آموزشی رایج، از آنها به عنوان مهارت‌های هفت گانه شامل مهارت‌های خودآگاهی، ارتباط موثر، تصمیم گیری، مقابله با استرس، کنترل خشم، تفکر خلاق و حل مساله یاد می‌شود.

آموزش، فراگیری و تسلط شهروندان به این مهارت‌ها و ریز مهارت‌های وابسته به هر یک از آنها از چنان اهمیتی برخوردار هستند که شاید بتوان مهمترین کارکرد نظام آموزشی مقدماتی را به آنها نسبت داد. فردی را در نظر آورید که بدون تسلط کافی به هر یک و یا همه این مهارت‌ها بخواهد در جامعه امروزی یک زندگی شخصی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی موفق و اثربخش را مدیریت نماید. تصور آن اگر محال نباشد بسیار دشوار می‌نماید. پرسش مهم اما اینجاست که آیا مهارت هایی که علی الاصول می‌بایست در یک دوره بلند و یا حداقل میان مدت آموزشی فراگرفته می‌شد را می‌توان در یک کارگاه چند ساعته و چند روزه، آن چنان که متعارف است فرا گرفت. در پاسخ به این پرسش می‌توان گفت هم آری و هم خیر. خیر از این جهت که تسلط به این مهارت‌های بنیادین نیازمند یک فرایند عادت سازی مبتنی بر تکرار و تمرین در گذر زمان می‌باشد و نمی‌توان آن را در یک دوره فشرده به افراد تزریق نمود و آری از این روی که هر آموزشی را نقطه آغازی است و شرکت در کارگاه‌های آموزش مهارت‌های زندگی هر چند نفسا نمی‌تواند باعث فراگیری تام و تمام این مهارت‌ها و غلبه بر رویه عادت شده پیشین گردد اما می‌تواند در حکم نقطه آغازی باشد که بعدها فراگیران با تمرین و تلاش‌های تکمیلی شخصی خویش آن را تداوم بخشیده و با فراگیری و تسلط نسبی بر این مهارت ها، بتوانند اثربخشی و کیفیت زندگی خویش در ابعاد مختلف را بهبود بخشند. فراگیری و تسلط بر مهارت‌های بنیادین یاد شده به همین عناوین ختم نشده و اثرات ثانویه، ترکیبی و غیر مستقیم آنها تاثیرات درخوری بر کیفیت افزایی زیست روانی-اجتماعی افراد می‌تواند داشت.

از جمله این تاثیرات سازنده می‌توان به مفاهیم اعتماد به نفس و عزت نفس برآمده از احساس توانش و توانایی مبتنی بر تسلط بر این مهارت‌های و ریز مهارت‌های وابسته به آنها اشاره نمود. این تاثیرات غیر مستقیم اثری متقابل داشته یعنی هرچه تسلط بر مهارت‌ها بیشتر باشد کیفیت این پیامدها بیشتر و کیفیت بالاتر این پیامدها کیفیت مهارت‌ها را ارتقاء می‌تواند بخشید. قبل از طرح نتیجه گیری و بخش پایانی این نوشتار، شاید لازم باشد منظورمان از مفهوم ریز مهارت‌های وابسته به مهارت‌های اصلی که در بخش‌های پیشین این نوشتار بارها به کار رفته را اندکی واکاویم. بطور مثال مهارت ارتباط موثر متشکل از پیش سازهایی است که از آن به عنوان ریز مهارت یاد می‌توانیم نمود. از جمله ریز مهارت‌های پیش ساز این مهارت مهم می‌توانیم به ریز مهارت‌های فن بیان، احترام متقابل، آداب معاشرت، درک متقابل، گوش دادن و دهها ریز مهارت دیگر اشاره نماییم که در فرآیند آموزش و تمرین‌های عملی مهارت‌های زندگی می‌توانند و باید توجه مدرسین و فراگیران قرار گیرند. در یک آموزش استاندارد مهارت‌های زندگی، توجه به ریز مهارت‌های پیش ساز مهارت‌های اصلی، نقطه عطفی در یادگیری پایا بوده و باعث می‌گردد فراگیران در مسیری خودتوانمندسازانه، تغییر تدریجی به سوی تسلط بر مهارت کامل مورد نظر را با انگیزه کافی بیاغازند و از مزایای یک یادگیری واقعی و توانمندی‌های بعدی برآمده از آن بهره مند گردند. در پایان می‌توان با توجه به خصایص دنیای امروز از جمله شتاب و سرعت روزافزون زیست فردی و اجتماعی، فراگیری مهارت‌های اساسی زندگی در بستر آموزش‌های رسمی و غیر رسمی را با نگاهی اولویت اندیشانه مورد توجه قرار داد و ضمن تسهیل فراگیری این مهارت ها، از مزایای بیشمار فردی و اجتماعی آن بهره جست. یکی از این مزایا که می‌توان از آن به عنوان یک موهبت یاد نمود، قرار گرفتن شهروندان تسلط یافته به این مهارت‌ها در مسیر خودشکوفایی به عنوان آرمان غایی همه روانشناسان و مشاوران دانست که می‌تواند شکوفایی اجتماعی بیشتر جامعه را در نیز در پی داشته باشد. این امر را می‌توان یکی از راههای پایدار برونرفت از برخی نابسامانی‌های اجتماعی موجود یاد نمود. به عناون مثال جوانی را در نظر آورید که در اثنای فراگیری مهارت‌های بنیادین زندگی، مهارت کنترل خشم را فرا گرفته باشد او دیگر کمتر در بزنگاه‌های فوران و غلیان خشم، بازیگر و بازیگردان بی چون و چرای این احساس متعلق به خود خواهد بود و ما کمتر شاهد صحنه‌های نازیبای گریبان چاک دادن در خیابان‌ها و پیامدهای ناگوار برآمده از آن، از جمله ازدیاد پرونده‌های دعاوی ضرب و جرح مفتوحه در محکمه‌ها توانیم بود و البته صدها پیامد سازنده دیگر که مجال طرح شان از حوصله این نوشتار خارج بوده در سطح برنامه ریزی متولیان امر و تصمیم گیری شهروندان اما این مجال میسور می‌تواند گردید.

  • تاریخ و ساعت انتشار :
    14:12       1397/05/29
  • تعداد بازدید :
    72
  • پسندیده :

کلمات کلیدی

زندگی

مهارت‌های زندگی

مهارت


دسته بندی

زندگی


روش‌های جوان نگه داشتن مغز

مسواک زدن به وضوح با سلامت مغزی ارتباط دارد. این نتیجه پس از مطالعه بر روی هزاران فرد بین 20 تا 59 ساله انجام شده است و مشخص شد بیماریهای دندان و لثه با بدترین بیماری‌های مغزی در سنین کهولت ارتباط دارد. پس به توضیه‌های دندان پزشکتان توجه کنید، هر روز مسواک حداقل یکبار و هر بار حداقل 2 دقیقه مسواک زدنتان طول بکشد.