تبلیغات
شما

روشهای تدریس سنتی و متداول ( بخش 2 )

روشهای تدریس سنتی و متداول ( بخش 2 )

یکی دیگر از انواع روشهای آموزش انفرادی روش تدری خصوصی است. این روش را می‌توان در تمام سطوح تحصیلی به کار گرفت. اساس کار در این نوع آموزش توجه به زمینه ها، علایق و تواناییهای شخصی شاگردان است و شاگرد فردی است که معمولاً نمی‌تواند در آموزشهای گروهی چندان موفقیتی کسب کند.

در اکثر برنامه‌های آموزشی، به جای استفاده از معلم معمولاً از شاگردان استفاده می‌شود. در این حالت معلم خصوصی، معلم متخصص و با مهارتی نیست. بلکه تنها ممکن است نسبت به شاگردان چند سال تجربه آموزشی بیشتری داشته باشد یا ممکن است بزرگسالی باشد که قبل از دریافت برنامه هیچ گونه آموزش خاصی در زمینه تعلیم و تربیت ندیده باشد. در این حالت هدف از آموزش علاوه بر کمک به شاگرد کمک به یاددهنده نیز هست؛ زیرا با فعالیتهای تدریس در آموزش خصوصی، پاره ای از مهارتهای معلم نیز تقویت می‌شود.

با مقالات بلدیاب همرا باشید

به هر حال در تدریس خصوصی، معلم باید به یک مجموعه عوامل تقویت کننده مثبت مجهز باشد. در این روش اکثر شاگردان تجربه تلخی از شکست در ذهن دارند و اگر آموزش آنان نتیجه بخش نباشد، تجربه ناموفق دیگری به تجربیات قبلی آنان افزوده خواهد شد و ممکن است اعتماد به نفس خود را در پیشرفت تحصیلی از دست بدهند.

بنابراین معلم باید با محترم شمردن و ارزش قائل شدن برای شاگرد محیط آموزشی صمیمی و گرمی به وجود آورد و نباید شاگرد خصوصی اش را با سایر شاگردان مقایسه کند، بلکه باید پیشرفت کارش را با کارهای گذشته اش مقایسه کند و اگر پیشرفت تحصیلی او حتی از حد معمول پایین‌تر باشد، ولی نسبت به گذشته اش بیشتر شده باشد باید مورد تشویق قرار گیرد. جلسات آموزشی باید به اندازه کافی کوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش خسته و بیزار و یا متنفر نشود.

محیط آموزشی باید راحت، همراه با تفریح و مناسب با سن و وضعیت تحصیلی فرد سازماندهی شود. معلم باید سعی کند که رابطة خود را با شاگرد دلپذیر و مثبت سازد. اکثر معلمان در فعالیتهای آموزشی برای تشویق شاگردانشان به آنان می‌گویند که «مباحث و تکالیف ارائه شده آسان است، نگران نشوید.» اما توصیه می‌شود به شاگرد گفته نشود که وظایف محوله آسان است، بلکه گفته شود وظیفه با مسأله داده شده نسبتاً مشکل، اما عملی است. در این صورت اگر شاگرد موفق شود اعتماد به نفس پیدا می‌کند و تأثیر پاداش بیشتر می‌شود و اگر احیاناً شکست بخورد اعتماد به نفس خود را از دست نخواهد داد.

 

آموزش برنامه ای (PI) :

در سال 1954 در زمینة آموزش نظریة جدید و نویدبخشی پدید آمد. اسکینر در یک مقاله معروف با عنوان «علم یادگیری و هنر تدریس»، بیماریهای موجود تدریس و یادگیری را در مدارس تحلیل کرد و راه درمان آن را پیشنهاد نمود. اسکینر در آزمایش با موشها و کبوترهایش به یافته‌های جدیدی دست یافته بود و براساس همین یافته‌ها بود که آموزش برنامه ای را پیشنهاد کرد.

آموزش برنامه ای یک نظام آموزش انفرادی است که کوشش می‌کند یادگیری را با نیازهای شاگردان هماهنگ سازد. این روش براساس مجموعه ای از هدفهای رفتاری پی ریزی شده است و در واقع کاربردی است از روانشناسی یادگیری در تدریس. در این روش مواد آموزشی به واحدهایی کوچک تقسیم می‌شود که چهارچوب یا گام نامیده می‌شود.

در هر گام، تکلیفی مشخص شده است که باید از طریق انجام دادن آن به هدف رفتاری آن چهارچوب دست یافت. این گامها براساس دانش قبلی شاگرد تنظیم شده است. به طوری که هر گام معلومات جدیدی به معلومات قبلی شاگرد اضافه می‌کند. گامها و مراحل آن باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که شاگرد را به هدفهای نهایی نزدیک کنند. محاسن آموزش برنامه ای را در چند زمینه می‌توانیم مورد توجه قرار دهیم:

اولاً، در هر نوبت توجه شاگرد بر مقدار کمی از مطالب مورد یادگیری متمرکز می‌شود.

ثانیاً، با فعال بودن شاگرد در پاسخگویی به هر سؤال یادگیری تسهیل می‌شود.

ثالثاً، شاگرد با دریافت فوری (بازخورد) تقویت می‌شود یا می‌تواند اشتباهاتش را اصلاح کند. سرانجام در چنین روشی شاگرد براسا توانایی و آهنگ یادگیری خود به جلو می‌رود.

به منظور تهیه محتوای آموزش برنامه ای، ابتدا باید هدفهای یادگیری به طور دقیق و صریح تعریف و سپس در قالب مجموعه ای از تکالیف مرتبط به هم تقسیم شوند. ارتباط گامها باید بر پایة ساخت طبقه بندی هدفهای یادگیری انجام گیرد. از نظر تنظیم مطالب، آموزش برنامه ای را می‌توان به دو صورت خطی یا شاخه ای عرضه کرد. در آموزش برنامه ای خطی، گامهای مربوط به یک برنامه به صورت خطی به دنبال هم قرار می‌گیرند وشاگرد باید تمام گامها را مطالعه کند و قدم به قدم پیش برود و مطالعه و فهم یک گام مستلزم یادگیری تمام مطالب گنجانیده شده در کلیة گامهایی است که پیش از آن قرار گرفته اند. در برنامه ریزی خطی، معمولاً باید اصول زیر رعایت شود:

1ـ شاگرد فعالانه در برنامه شرکت کند و به مطالعه و پاسخ دادن بپردازد.

2ـ پاسخهای اولیه باید صحیح باشد و از پاسخ غلط جلوگیری شود، زیرا به قول اسکینر، پاسخ غلط ممکن است یادگیری را به مخاطره بیندازد.

3ـ «بازخورد» باید بیدرنگ بعد از هر فعالیت داده شود.

4ـ برنامه باید سیر منطقی داشته باشد و از آسان به مشکل تنظیم شود.

5ـ در هر گام نباید رابطه محرک ـ پاسخ مستقیماً در اختیار شاگردان قرار گیرد، بلکه باید آنها را راهنمایی کرد تا خودشان این رابطه را کشف کنند.

6ـ شاگرد باید تمام مراحل گامها را طی کند و قدم به قدم پیش برود.

7ـ گامها باید بسیار کوتاه باشند.

8ـ گامها باید طوری تنظیم شوند که موجب درک مطلب گردند، نه حفظ کردن آنها.

در برنامه شاخه ای، پس از اینکه شاگرد یک «گام» را مطالعه کرد، باید بتواند با انتخاب یکی از پاسخهای پیشنهادی به پرسشی که به مطالب «گام» قبلی مربوط است، پاسخ دهد. اگر پاسخ شاگرد در مطالعة گامها صحیح باشد، با انجام دادن تکالیف مشکلتر و پیشرفته‌تر به صورت خطی به کار خود ادامه می‌دهد و در صورتی که پاسخش غلط باشد، از خط مستقیم خارج و به «گامهای» جانبی انتقال داده می‌شود.

در این نوع برنامه ها، گامهای خط مستشقیم را چهارچوب اصلی و گامهای جانبی یا انشعابی را چهارچوب جبرانی می‌نامند. هدف از گامهای جبرانی این است که شاگرد با دریافت مطالب اضافی، اشتیباه خود را تصحیح کند و پس از مطالعه و تصحیح اشتباه به گام اصلی برگردد. مشخصات برنامه شاخه ای به قرار زیر است:

1ـ مراحل و گامهای برنامه، طولانی‌تر از برنامة خطی است.

2ـ گامها به گونه ای است که در صورت عدم موفقیت، شاگرد به شاخه‌ها هدایت می‌شود تا اشتباه خود را تصحیح کند.

3ـ همة شاگردان تمام قسمتهای برنامه را نمی‌خوانند.

اگرچه آموزش برنامه ای روشی خودآموز است، معلم همواره در آن نقش دارد. البته در این روش، وقت معلم صرف تهیه سخنرانی و آمادگی برای صحبت در برابر کلاس نمی‌شود و وظیفة او نقل معلومات نیست، بلکه اونقش آموزشی خود را به صورت دیگری مانند تهیه هدفهای آموزشی، آشنایی با مواد و تجهیزات آموزشی، رسیدگی به فردفرد شاگردان و ارزشیابی برنامه آموزشی ایفا می‌کند.

آزمایشهای انجام دشه نشان داده است که برخلاف تبلیغات زیاد روش برنامه ای روش چندان موفقی نیست. البته این روش در غنی کردن و پیشرفت آموزشی در حد عناوین معینی، مانند مفهوم خط کش مهندسی و نظایر آن مفید تشخیص داده شده است، اما نتایج بسیاری از آزمایشها آموزش برنامه ای را برای شاگردان خسته کننده اعلام کرده است. حتی در مواقعی ثابت شده است که شاگردان به دنبال راهی بوده اند که خود را از چنین آموزشی خلاص کنند. بعلاوه، در چنین آموزشی شاگردان اغلب احساس کمبود پاداشهای اجتماعی و بین گروهی از معلمان وهمکلاسان خود داشتند و بعضی از شاگردان با وجود موفقیت در تمام کردن برنامه‌های مربوط قدرت چندانی برای امتحان دادن آن برنامه نداشتند و این نشان دهندة این واقعیت است که آموزش برنامه ای آنگونه که طرفداران آن اعلام می‌کنند، چندان موفقیت آمیز نیست. ظاهراً یادگیری از این طریق نیز مانند روشهای دیگر می‌تواند نقایصی داشته باشد.

 

آموزش به وسیله رایانه (CAI) :

رایانه‌های مورد استفاده در آموزش، «ماشین آموزشی» نامیده می‌شوند. در این روش، روش تدریس برنامه ای توسط ماشین در اختیار شاگردان قرار می‌گیرد. بنابراین تدریس با ماشین آموزشی همان تدریس برنامه ای است با این تفاوت که در تدریس برنامه ای چاپی، شاگرد خود به ورق زدن مطالب می‌پردازد و مقدار مطالبی که مطالعه می‌کند به اختیار خود اوست، ولی در ماشینهای آموزشی پیشرفت در مطالعه در کنترل ماشین است و فقط زمانی که شاگرد در یک مرحله از آموزش موفق شود، اجازة پیشرفت و دریافت مطالب تازه به او داده می‌شود.

بنابراین ماشینهای آموزشی CAI وسایلی هستند که آموزش را به طریق منظم عرضه می‌کنند و موجب فعالیت شاگرد و بازخورد فوری و آموزش انفرادی می‌شوند. ماشینهای آموزشی براساس نظریه‌های اسکینر شکل گرفته است و تمام اصول شرطی شدن فعال در آن به کار رفته است. مشخصات ماشینهای تدریس به طور خلاصه عبارتند از:

1ـ پاسخ را فوراً تقویت می‌کند.

2ـ شاگرد براساس استعداد و توانایی خود برنامه را دنبال می‌کند.

3ـ مفاهیم با یک سیر منطقی در آن تنظیم شده اند.

4ـ پرسشها به صورت زنجیره ای به یکدیگر وابسته اند.

5ـ شاگرد در صورتی می‌تواند به برنامه ادامه دهد که مراحل قبل را آموخته باشد.

6ـ اطلاعات مربوط به پاسخهای شاگردان، در آن نگهداری می‌شود.

7ـ اطلاعات از طریق غیرکلامی (تصاویر، نمودار و تصاویر متحرک) نیز به شاگردان ارائه می‌شود.

8ـ ماشین برخلاف انسان دچار عوارضی مانند بیحوصلگی، عصبانیت و ناراحتی نمی‌شود.

 

باید توجه داشت که ماشینهای آموزشی خود به خود دارای ارزش نیستند، آنچه اهمیت و ارزش دارد برنامه ای است که به ماشین داده می‌شود. چنانچه برنامه ضعیف باشد و اصول یادگیری و تدریس در آن رعایت نشود،  هدف آموزشی تأمین نخواهد شد. بعلاوه، ماشین با تمام مزایای خود هرگز نمی‌تواند جانشین معلم شود و معلم همیشه نقش حساس خود را در آموزش خواهد داشت، زیرا وی علاوه بر آموزش، رابطة عاطفی و انسانی نیز با شاگرد برقرار می‌کند. در حالی که ماشین از برقراری چنین رابطه ای ناتوان است. شاید در بعضی موارد، مانند آموزش عقب ماندگان ذهنی، ناسازگاران اجتماعی، دیرآموزان و کندآموزان که مستلزم صبر و حوصلة بیشتری است، ماشین بتواند نقش آموزشی را بهتر ایفا کند. ولی نکتة قابل ملاحظه این است که روابط اجتماعی و انسانی این افراد مهمتر از آموزش آنهاست و معلم می‌تواند در ایجاد چنین روابطی به آنها کمک کند، در حالی که ماشین فقط نقش آموزشی خود را ایفا می‌کند.

 

سازماندهی مجدد مدارس برای آموزش انفرادی :

نظریه‌های مربوط به آموزش انفرادی، تحولی را در سطح مدارس دنیا بویژه در امریکا به وجود آورده است. یکی از بارزترین این تحولات مدارسی هستند که با روش آموزش انفرادی تجویز شده (IPI) و آموزش انفرادی هدایت شده (IGE) اداره می‌شوند. این نوع آموزش از دهة 1960 گسترش یافته و باعث سازماندهی مجدد همة نظامهای آموزشی شده است، به طوری که در سراسر امریکا صدها مدرسه تحت پوشش چنین آموزش قرار گرفته اند

 

آموزش انفرادی تجویز شده (IPI) :

در این روش، هر موضوع درسی به واحدهای کوچکتری تقسیم می‌گردد و هر واحد برای یک جلسه تدریس برنامه ریزی می‌شود. برای اینکه مدارس موقعیت شاگردان خود را بدانند، در آغاز ارزشیابی تسخیصی از شاگرد به عمل می‌آورند تا نقطة آغاز فعالیت خود را براساس درجة علمی شاگرد معین کنند. معلم موضوع مناسب را برای شاگرد تعیین می‌کند و شاگرد معمولاً فعالیت بر روی آن موضوع را به تنهایی آغاز می‌نماید. وقتی که یادگیری آن واحد به پایان می‌رسد، شاگرد آزمایشی را که قسمتی از آن واحد است می‌گذراند یا معلم از او امتحان می‌گیرد و نتیجة آزمایش بلافاصله پس از تحلیل، اعلام می‌شود و در صورت رسیدن به حد مطلوب، واحد بعدی به او ارائه می‌شود.

چنین فعالیتی روزانه تکرار می‌شود و تقریباً نیمی از زمان آموزش شاگرد را پُر می‌کند. بقیة زمان آموزشی روزانه به فعالیتهای مرسوم از جمله شرکت در بحث گروهی، ورزش، سرود و هنر اختصاص می‌یابد. در این روش، هر شاگرد براساس توانایی خود حرکت می‌کند. رقابت بین شاگردان در این روش به حداقل خود می‌رسد و از بین می‌رود و به جای اینکه شاگرد هنگام فعالیت شاگردان دیگر ساکت بنشیند و منتظر بماند، به طور فعال و کامل به وظیفة یادگیری اش می‌پردازد. معیار ارزشیابی در سطحی بسیار بالاست.

به طوری که شاگرد در صورتی می‌تواند واحد بالاتر را اخذ کند که 80 درصد یادگیری را کسب کرده باشد. در این نوع آموزش، گذراندن امتحان به مفهوم تسلط بر محتوای یادگرفته شده است، نه بهتر از دیگران بودن. در این نوع آموزش، اگر شاگردی مثلاً جبر سال دوم نظری را خوانده باشد، به وی اجازه داده می‌شود که در درس جبر سال سوم شرکت کند. در حالی که در مدارس معمولی چنین امکاناتی تا شروع سال تحصیلی بعد وجود ندارد. مثلاً شاگرد سال سوم راهنمایی ممکن است ریاضی سال دوم نظری، انگلیسی سال اول نظری یا تعلیمات اجتماعی سال چهارم نظری را با هم بگذراند. در این نوع آموزش، هدفهای آموزشی حتماً باید توسط متخصصان برنامه ریزی و روانشناسان تربیتی، به صورتی مستمر و تسلسلی، تنظیم و طراحی شود تا پایه تحصیلی مانع پیشرفت چنین آموزشی نشود.

 

آموزش انفرادی هدایت شده (IGE) :

روش آموزش انفرادی هدایت شده یکی دیگر از روشهای آموزش انفرادی است. این روش برای آموزش معملان هدایت برنامه‌های شاگردانی که در آینده معلم می‌شوند، آزمایش نوآوریهایشان و هدایت تحقیقات و پیشرفت شاگردان به کار می‌رود. این نوع مدارسمثل مدارس معمولی کلاسبندی نشده اند، به طوری که شاگردان سطوح مختلف می‌توانند در یک بخش شرکت کنند و هر بخش به صورت آموزش گروهی یا توسط گروهی متشکل از 2 یا 3 معلم که با هم کار می‌کنند اداره می‌شود. در هر واحد، معلمان وظایف، مسئولیتها و قدرت متفاوتی دارند و مطابق روش تشخیص ـ تجویز که در روش IPI نیز به کار می‌رفت عمل می‌کنند. ویژگیهای روش آموزش انفرادی هدایت شده عبارتند از:

 

1ـ کلاسهای بدون پایه :

کلاسهای بدون پایه به شاگردان فرصت می‌دهد که در سطح خودشان فعالیتها را در مدرسه ادامه دهند. مثلاً شاگردانی که در ماه آذر درسشان تمام شده است، می‌توانند در ماه دی بدون وقفه به کلاس بروند.

 

2ـ آموزش گروهی :

آموزش گروهی به روشی اطلاق می‌ود که چندین معلم برای بهبود کار انفرادی شان با هم همکاری و تعداد زایدی شاگرد تربیت کنند. آنان دسته جمعی طرح می‌ریزند و اجرا و ارزشیابی می‌کنند. هر واحد درسی از چند بخش تشکیل شده است. یک تیم شامل گروهی از معلمان است که اطلاعات شاگردان خود را تحلیل می‌کنند و دربارة هدفهای آموزشی آنان تصمیم می‌گیرند. با این روش، هر معلم احساس می‌کند که از دوستان خود و امکانات آنان بهتر استفاده کرده است و وقت بیشتری برای آماده شدن دارد و وقتی را که باید صرف همة شاگردان کند، صرف یک نفر می‌کند.

 

3ـ تدریس گروهی با نقشهای متفاوت :

در یک تیم آموزشی، همة اعضا نقش تعیین کننده و نکمل یکدیگر را دارند. همة اعضا به طور یکسان تصمیم می‌گیرند، اما ممکن است نقش و وظایف مختلفی را عرضه کنند. مسئولیت اصلی فعالیت به عهدة رهبر گروه است و گروه تدریس به وسیله دفترداران، معلم یاران و دانشجویان مدارس تربیت معلم ـ که هر یک نقش مشخص و معینی دارند ـ یاری می‌شوند. پرداخت حقوق برحسب وظیفة افراد متفاوت است. یکی از مزایای این روش این است که بهتین معلمان می‌توانند عضو واحد شوند و درآمدی بیشتر از سایر معلمان داشته باشند. این تفاوت حقوقی باعث می‌شود که معلمان، بهتر و با مسئولیت بیشتری با شاگردان رفتار کنند و نسبت به روشی که معلم احیاناً با زور به کار واداشته می‌شود و برای یافتن پول بیشتر مجبور است در خارج از کلاس به کار دیگری اشتغال ورزد، برتری دارد.

 

4ـ گروههای سنی متفاوت :

در این روش، شاگردان هر کلاس از گروههای سنی متفاوتی تشکیل می‌شوند و در واقع، این روش ترکیبی است از گروههای سنی متفاوت و آموزش خصوصی. روش استفاده از گروههای سنی متفاوت و مکمل در یک کلاس موجب توسعة برنامة آموزش خصوصی در سطح وسیع می‌شود. این روش به نفع شاگردان هر دو گروه سنی (سنین پایین و سنین بالا) و همانند روش آموزش انفرادی، تجویزی است. در این روش، با انجام دادن آزمایش تشخیصی، موقعیت هر یک از شاگردان تعیین می‌شود و هدفهای رفتاری و راههای یادگیری بین شاگردان تقسیم می‌شود. مثلاً خواندن، تماشای فیلم یا نوشتن بر این اساس انجام می‌گیرد. امتحان نهایی یا هر نوع ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی انجام می‌گیرد و هر شاگرد با توان و سرعت خود به هدفهای آموزشی می‌رسد و ادامه می‌دهد.

 

5ـ تفاوتهای فردی :

نظام آموزشی انفرادی هدایت شده تفاوتهای فردی شاگردان را کاملاً در نظر می‌گیرد و فعالیتهای آموزشی را بر همین اساس برنامه ریزی می‌کند. در این روش، ممکن است شاگردان براساس استعداد، سرعت یادگیری یا براساس روش یادگیری، خلاقیت، اشتیاق و سایر خصوصیات گروهبندی شوند. مثلاً ممکن است شاگرد یادگیرنده بسیار پیشرو و پویایی باشد و به راهنمایی معلم کمتر نیاز داشته باشد یا ممکن است با شنیدن، دیدن و لمس کردن بیشتر یاد بگیرد. در چنین مواقعی، معلم باید تشخیص بدهد که کدام یک از درسهای نظری یا کارهای عملی برای یک شاگرد خاص بهتر و مؤثرتر است. خلاصه اینکه هنگام تعیین واحد درسی، روش یادگیری باید براساس ویژگیهای شاگردان در نظر گرفته شود. گونه‌های مختلف این روش توصیف و تجویز شده است، اما روشهای ارزشیابی برطبق چنین روشی، هنوز چندان توسعه نیافته است. اگرچه این روش یک روش آرمانی و مطلوب است، قدرت اجرایی آن هنوز محدود است.

منبع : بلدیاب

  • تاریخ و ساعت انتشار :
    11:10       1395/11/18
  • تعداد بازدید :
    866
  • پسندیده :

کلمات کلیدی

روش‌های تدریس

تدریس گروهی

تدریس خصوصی

آموزش گروهی

کلاس انفرادی

مدارس آموزشی




دلیل اصلی شکست استارت‌آپ‌ها - بازاریابی ضعیف

شناختن مخاطبین هدف و فهمیدن این‌که چطور باید توجه آن‌ها را جلب کرد و آن‌ها را تبدیل به راهنما و در نهایت مشتری ساخت، یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که یک کسب‌وکار موفق به آن نیاز دارد. ولی ناتوانی در بازاریابی هم یکی از خصوصیات مشترک میان موسسانی است که به کدنویسی یا تولید محصول علاقه دارند، اما ایده‌ تبلیغ محصول چندان برایشان آشنا نیست.

استارت‌آپ Overto این‌طور توضیح داده: «مرز باریک میان مرگ و زندگی یک شرکت اینترنتی، تعداد کاربران آن است. در بازه‌ اولیه، این تعداد به شکل سیستماتیک رشد می‌کند. بعد به سقفی می‌رسیم که رسیدن به آن برایمان اصلا سخت نبوده. ولی دیگر وقت آن است که کمی بازاریابی انجام دهیم. متاسفانه هیچ‌کدام از ما در این کار مهارتی نداشتیم. حتی بدتر، هیچ‌کس فرصتی برای پر کردن این شکاف خالی نداشت. پس حتی اگر مسئله‌ اول را حل می‌کردیم، این مورد خودبخود جلوی ما را می‌گرفت.»