تبلیغات
شما

روشهای تدریس سنتی و متداول ( بخش 1 )

روشهای تدریس سنتی و متداول ( بخش 1 )

روشهای سنتی به روش هایی گفته می‌شود که اکثر مدارس دنیا ، در طول تاریخ آموزش و پرورش از آن استفاده  کرده اند و امروزه نیز یکی از متداول‌ترین روشهای حاکم بر مدارس هستند. مهمترین این روشها ، روش حفظ و تکرار، سخنرانی ، پرسش و پاسخ ، نمایشی ، ایفای نقش ، گردش علمی ، بحث گروهی و روش آزمایشگاهی است. 

روش حفظ و تکرار از قدیمی‌ترین روشهای آموزشی است . محور فعالیت در این روش ، حفظ و تکرار مطالب آموزشی است . در این روش ، انضباط بسیار سخت و آمرانه است و به علاقه ، استعداد و تفاوتهای فردی شاگردان توجه نمی‌شود.

با مقالات بلدیاب همراه باشید

روش سخنرانی نیز سابقه ای طولانی دارد. اسا این روش ارائه اطلاعات شفاهی از طرف معلم و یادگیری آن از طریق گوش کردن و یادداشت برداشتن از طرف شاگرد است. در این روش معمولا معلم فعال و شاگرد پذیرنده و غیر فعال است . مراحل اجرایی این روش عبارت است از آمادگی برای سخنرانی ، مقدمه ، ارائه محتوا و جمع بندی و نتیجه گیری . در هریک از این مراحل ، مسائلی را باید مورد توجه قرار داد؛ مثلا در مرحله آمادگی ، سخنران باید از نظر تجهیزات و از لحاظ علمی و عاطفی کاملا آماده باشد. در در مقدمه‌ی سخنرانی ایجاد رابطه بین معلم و شاگرد ، جلب توجه شاگردان ، ایجاد انگیزش ، استفاده از پیش سازماندهنده و گرفتن پیش آزمون بسیار مهم است؛ زیرا زمینه‌ی لازم را برای شنیدن محتوای سخنرانی فراهم می‌کند . در مرحله ارائه متن و محتوای سخنرانی ، سخنران باید به جامع بودن محتوا و سازماندهی منطقی آن ، رابطه جزء با کل ، همبستگی تسلسلی مطالب ، ایجاد رابطه بین هدف و محتوا و جلب توجه مستمر شاگردان در طول سخنرانی با به کارگیری محرک‌های مختلف – فعالیتهای جسمی و استفاده از طنز و پرسش و پاسخ – توجه داشته باشد. در جمع بندی سخنرانی ، معلم حتی الامکان باید سعی کند از وجود شاگردان استفاده کند.

در روش پرسش و پاسخ که عده ای آنرا روش سقراطی نیز کفته اند ، معلم می‌کوشد  با طرح سوال ، شاگردان را به تفکر و تلاش ذهنی وادار کند . این روش برای کلاس‌های پر جمعیت کارایی چندانی ندارد.

در روش نمایشی شاگردان از طریق دیدن، مهارت خاصی را یاد می‌گیرند. این روش زمانی به کارمی رود که تجهیزات و امکانات آموزشی بسیار محدود یا منحصر به فرد باشد. روش نمایشی در چهار مرحله آمادگی ، توضیح ، نمایش ، و آزمایش و سنجش اجرا می‌شود . البته گاهی مراحل توضیح و نمایش در هم ادغام می‌شوند.

روش ایفای نقش نیز یکی دیگر از روشهای سنتی است که برای تجسم عینی بعضی از موضوعات درسی به کار می‌رود . از ویژگی‌های بارز این روش ارتباط عاطفی بین ایفاگران نقش وبینندگان (شاگردان) است که در یادگیری ، بویژه یادگیری در سطوح مختلف حیطه عاطفی ، بسیار مؤثر است.

روش گردش علمی نیز از روشهای است که امروزه کاربردزیادی دارد . روش گردش علمی با توجه به مدت زمان اجرای آن به گردش علمی بسیار کوتاه مدت، گردش علمی چند ساعتی ، گردش علمی روزانه ، و گردش علمی هفتگی و ماهانه تقسیم می‌شود. این روش از نظر اجرا شامل سه مرحله است:

 

1. فعالیتهای قبل از گردش علمی ؛

2. فعالیتهای ضمن گردش علمی ؛

3. فعالیتهای بعد از گردش علمی؛

 

 هنگام اجرای این روش توجه به نکات مهمی همچون اخذ موافقت از اداره آموزش و پرورش و والدین شاگردان ، رعایت نکات ایمنی و انطباق محل بازدید با هدفهای آموزشی از اهمیت خاصی برخوردار است. روش گردش علمی روشی است که آموزش را ازدرون کلاس به بیرون کلاس سوق می‌دهد و زمینه ارتباط مدرسه با جامعه را فراهم می‌کند.

روش بحث گروهی روشی یکی از روشهای مؤثر آموزشی است ؛زیرا محورکار دراین روش فعالیت شاگرد است. این روش برای کلاسهای کم جمعیت قابل اجرا است. در این روش، مطالب علمی مستقیما به وسیله‌ی معلم در اختیار شاگردان قرار نمی‌گیرد. معرفی منابع توسط معلم صورت می‌گیرد ، اما شاگردان خود به مطالعه و جمع آوری اطلاعات می‌پردازند . در این روش ، علاقع و تسلط شاگرد بر محتوا بسیار مهم است. و علاوه بر کسب اطلاعات علمی ، تفکر شاگرد پرورش می‌یابد، توانایی اظهار نظر درجمع دراوایجاد می‌شود وانتقاد پذیروانتقادگر بار می‌آید  علاوه بر این ، توانایی در مدیریت و قدرت بیان، استدلال، تحلیل و تصمیم گیری تقویت می‌شود . روش بحث گروهی همانند سایر روشها دارای مراحل آمادگی و برنامه ریزی و اجرا است . در مرحله آمادگی و برنامه ریزی عواملی همچون انتخاب موضوع، فراهم کردن زمینه‌های مشترک نحوه آرایش شبکه‌های ارتباطی ،ارتباط افراد و تعیین نقشها باید مورد توجه قرار گیرد . معلم باید درمرحله‌ی اجرا به نکاتی همچون وظایف خودش ، نحوه‌ی شرکت شاگردان دربحث، کنترل و هدایت بحث و، وظایف شاگردان در بحث توجه داشته باشد. روش بحث گروهی اگر به دقت انجام نشود ، موجب بدآموزی خواهد شد.

آخرین روش ، روش آزمایشگاهی یا آزمایشی است. این روش بر اصول یادگیری اکتشافی استوار است و بدین علت ، عده ای آن را جزء الگوی حل مسأله دانسته اند . د راین روش ، شاگردان از طریق آزمایش به کسب تجربه می‌پردازند. روش آزمایشگاهی برای دروسی مانند علوم تجربی روش بسیار مناسبی است. در این روش هدایت معلم بسیار حائزاهمیت است. قبل از شروع آزمایش توسط شاگردان ، معلم باید نحوه‌ی آزمایش ، نکات ایمنی و چگونگی تنظیم گزارش را به شاگردان بیاموزد . د رمواقعی که ابزارو مواد آزمایش خطرناک یا نادر است ، بهتر است معلم ، خود آزمایش را انجام دهد.

 

روش‌های جدید آموزشی

روش‌های آموزش انفرادی[1]

بسیاری از روانشناسان تربیتی ومربیان آموزشی اعتقاد دارند که موقعیت یاد گیری باید چنان َسازمان دهی شود که هر شاگرد بر اساس توانای‌های خود به فعالیت بپردازد . برای نیل به چنین هدفی روش‌های آموزش انفرادی روش‌های بسیار مناسبی هستند؛زیرا در این نوع از روش‌ها ؛شاگردان بر حسب توانایی شان پیش میروندومعلم نیز وقت کمتری صرف تدریس میکند.

البته اولین واساسی‌ترین درراه تحقق چنین هدفی پزیرفتن مفهوم« شاگرد محوری» در طراحی و آموزش است.در بسیاری از مواقع ؛دستیابی به هدف‌های آموزشی از طریق آموزش انفرادی بسیار آسان‌تر و امکان پذیر‌تر از؛از روش‌های سنتی دیگر است؛بویژه اگر روش آموزش انفرادی به طور صحیح به کار گکرفته شود؛روحیه‌ی استقلال طلبی شاگرداندر اجرای طرح ههی کوچک و بزرگتقویت می‌شود.

اموزش انفرادی الزاما به معنای آموزش یک شاگرد توسط یک معلم با یک برنامه خاص نیست.

اموزش انفرادی ممکن استبه صورت گروهی نیثز انجام گیرد.البته وقتی اموزش انفرادی به صورت گروهی طراحی می‌شود؛بهتر است گروهی از شاگردان که دارای ویژگی‌های مشترک هستند,تحت آموزش قرار گیرند.روش‌های آموزش انفرادی از نظر نحوه اجرا و مواد آموزشی عبارتند از :

 

- آموزش برنامه ای([2]PI)؛

- آموزش به وسیله‌ی رایانه([3]CAI)؛

- آموزش انفرادی تجویز شده([4]IPI)؛

- آموزش انفرادی هدایت شده([5]IGE)؛

 

تمام روش‌های فوق ریشه در ((آموزش برنامه ای))دارند.این روش‌ها از زمانی که فن آوری تولید مواد آموزشی گسترش یافت، در نظام‌های آموزشی مطرح شدند.

  آموزش‌های انفرادی چه هدف هایی را دنبال می‌کند:

 

1. رعایت تفاوت‌های فردی:

    انفرادی کردن آموزش یکی از پدیده‌های مهم ال‌های اخیرنظام‌های آموزشی است. بارها معلمان و مربیان آموزشی نسبت به میزان کارایی روش‌های سنتی تردید کرده وعدم رضایت خود را ابراز داشته اند .این عدم رضایت تا حدودی ناشی ازتفاوتهای فردی موجود بین شاگردان است. تفاوتهای فردی ، حداقل ازدهه ی1920 مورد توجه بسیاری از صاحب نظران تربیتی واقع شده است؛زیرادر این سال‌ها بود که باد اجرای آزمون‌های مختلف ، به میزان بهره‌ی هوشی شاگردان پی برده اند. طبیعی است که تفاوت‌های فردی کار معلم و مربی را در روش‌های سنتی و معمول بسیار پیچیده و مشکل می‌سازد.تفاوت‌های فردی ,روش سخنرانی و حتی روش بحث گروهی را در ان یک موضوع واحد با یک روش خاص برای همه اجرا می‌شود،آشکارا زیر سوال  برده است.اگر در کلاس تفاوت‌های فردی در نظر گرفته  نشود،خستگی،انزجار و تنفر از فعالیتهای آموزشی تقویت خواهد شد . راه حل طبیعی چنین مشکلی به کارگیری روشهای آموزش انفرادی یا طبقه بندی شاگردان بر اساس تواناییهاست. البته باید توجه داشت که تکنیک‌های آموزش انفرادی به صورت گروهبندی می‌تواند مشکل ویژگی‌های ثابت شاگردان را حل کند ، ولی هرگز قادر به حل مشکل ویژگی‌های متغییر آنان نیست ؛ مثلا چه بسا شاگردان در یک موضوع خاص ، استعدادی یکسان ، ولی قدرت درک و دریافت متفاوتی داشته باشند و ممکن است پاسخ به یک شاگرد ، برای شاگرد دیگر حتی در گروه همسنخ ارضا کننده نباشد.

 

2. رشد استقلال در عمل یادگیری :

     گذشته از این که در آموزش انفرادی ، شاگردان می‌توانند با توجه به استعداد خود به هدف‌های آموزشی دست یابند ، روش آموختن مستقل را نیزیاد می‌گیرند. یعنی در روش آموزش انفرادی شاگردان « یاد می‌گیرند که چگونه یاد بگیرند» و این خود یکی ازهدف‌های مهم آموزشی است ؛ زیرا شاگردان باید قادر باشند پس از ترک مدرسه یادگیری را ادامه دهند.

 

3. عادت به مطالعه :

     معمولا معلمان وشاگردان انتظاردارند که وقتی در مدرسه یا منزل به تنهایی کار می‌کنند ، بیشتر یاد بگیرند. این هدف معمولا از طریق آموزش انفرادی تحقق می‌یابد و شاگردان با این روش  معلومات زیاد‌تری کسب می‌کنند. کسب معلومات بیشتر رضایت از فعالیتهای آموزشی را فراهم می‌کند و بر اثر ادامه فعالیت شاگرد به مطالعه عادت می‌کند و استمرار این عمل عادت به مطالعه را در او تقویت می‌کند.

 

4. ایجاد مهارت در مطالعه: 

    معلم می‌تواند با ارائه روشهای صحیح ، بر مهارت شاگردان به هنگام مطالعه بیفزاید . رابینسون[6] در سال 1970 در این زمینه ، روش مطالعه [7]SQ3R را پیشنهاد کرد ه است. مراحل این روش عبارت است از:

     الف) مطالعه اجمالی ؛ یعنی مطالعه عناوین و یادآوری اطلاعات گذشته .

     ب) سؤال ( ایجاد سؤال هایی در ذهن) ؛ یعنی برگرداندن عناوین کتاب به سؤالهایی که احتمالا پاسخ آنها باید داده شود.

     ج) مطالعه (خواندن) ؛ یعنی قرائت دقیق متن برای یافتن پاسخ سؤالات.

      د) از بر خواندن ؛ یعنی تلاش برای یافتن پاسخ‌های دقیق‌تر سؤالات ، بدون استفاده از کتاب.

      ه) بازنگری ؛ یعنی مرور یادداشتها و به یاد آوردن نکات مهم.

 

5. مطالعه خود هدایت شده ومستقل:

     معلم ممکن است تکالیفی به فراگیر واگذارکند که انجام دادن آن روزها یا هفته‌ها به طول بینجامد . او ممکن است شاگرد را برای انجام دادن این کاراز حضور در کلاس رسمی معاف کند.  این نوع آموزش زمینه را برای مطالعه خود هدایت شده و مستقل فراهم می‌سازد. محققان با توجه به مشاهه‌ی 150 نمونه از شاگردان دریافتند که هرگاه هدفهای فعالیتهای آموزشی برای شاگردان با ارزش باشد ، یادگیری بارزترمی شود و شاگردان کار را منظم‌تر انجام می‌دهند. بعلاوه آنان به استفاده از منابع تشویق می‌شوند و درنتیجه ، ماحصل یادگیری بهتر وبیشترازآن چیزی خواهد بود که شاگردان توانایی اش را داشتند. برای مطالعه مستقل ، معلمان اغلب باید چند نکته را برای شاگردان روشن کنند :

الف) موضوع آموزش

ب) روشی که شاگردان می‌توانند اطلاعات یا مهارت لازم را بدست آورند.

ج) منابع مورد استفاده.

د) مراحل انجام دادن کار در اجرا.

ه) زمان مورد نیاز.

و)روش ارزشیابی کار.

البته میزان استقلال در انجام دادن تکالیف دارای درجات متفاوتی است . گاه معلم می‌واند موضوع را به شاگرد بدهد یا معلم و شاگرد با هم به انتخاب موضوع همت گمارند یا اینکه شاگردان کاملا مستقل عمل می‌کنند. اینکه شاگردان تا چه حد باید مستقل باشند ، به عواملی همچون میان رشدو بلوغ و هدفهای آموزشی بستگی دارد.

 

 طرح کلر و سطوح مختلف آن

در سال 1968 مقاله ای هیجان انگیز در زمینه آموزش انفرادی توسط اف. اس. کلر[8] انتشار یافت. این مقاله برای آموزش فردی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها یک تجدید حیات بود . تا سال 1975 حدود 2000 واحد درسی بر اساس طرح کلر سازماندهی شد. طرح کلر یک واحد درسی را به 15 الی 30 بخش تقسیم می‌کند . شاگرد هر بخش را مطالعه میکند و سپس امتحانی در آن زمینه می‌دهد و د رصورت موفقیت در امتحان ، بخش بعدی را ادامه می‌دهد . اساس کار در طرح کلر عبارت است از:

 

1. پیشرفت بر اساس توان فردی :

    شاگرد را می‌تواند بخشها را با توجه به توان خود و زمانی که در اختیار دراد ، مطالعه کند . هر وقت احساس کرد که مطالب آن بخش را یاد گرفته است ، آمادگی خود را برای امتحان اعلام می‌دراد. امتیاز این روش این است که پیشرفت و درجه‌ی یادگیری شاگرد هیچ ارتباطی با کارسایر همکلاسانش ندارد و هرکس بر اساس تواناییهای خود در مطالعه و یادگیری پیشرفت می‌کند.

 

2. یادگیری تا حد تسلط :

    تا وقتی که شاگرد بخش مورد نظر را تا حد تسلط یاد نگرفته باشد ، نمی‌تواند مطالب جدید را شروع کند . در ضمن ، هیچ مجازاتی برا یعدم موفقیت او وجود ندارد . لازمه این روش این است که آزمونهای همتراز ساخته شود ؛ زیرا امکان تجدید امتحان وجود دارد . در این روش ، شاگرد آنقدر به مطالعه و امتحان ادامه  می‌دهد تا یادگیری به سطح قابل قبولی برسد. معیار قابل قبول معمولا 80 الی 90 درصد پاسخ صحیح است.

 

3. تدریس خصوصی :

بسیاری از شاگردان پیشرفته قادرند در زمینه‌های مختلف مانند حل مسائل، صحبت کردن درباره‌ی موضوع ، نشان دادن کاربرد نکات خاص و تشویق و حمایت، به شاگردان مبتدی کمک کنند.

 

4. راهنمایی :

    راهنمای مطالعه هدف واحدهای مختلف رابیان می‌کند و پیشنهادهایی را برای مطالعه ارئه می‌دهد. بعلاوه او به منابع قابل دسترسی اشاره می‌کند ، تجارب و طرحهای ممکن را شرح می‌دهد و نمونه آزمون فراهم می‌کند.

 

5. تکنیکها و روشهای مکمل ، همرا با آموزش سنتی:

    سخنرانیها ، فیلمها ، تلویزیون ، فیلم استریپ، کنفرانسها ، و غیره ممکن است برای تحریک و تشریح مطالب آموزشی طراحی شوند، اما به اندازه‌ی روشهای سنتی به کار نمی‌روند. حضور شاگرد دراینگونه برنامه‌ها داوطلبانه است.

طرح کلر « نظام فردی کردن آموزش» ([9]PSI) نیز نامیده میشود. یکی از مزایای طرح کلر نداشتن اثرات منفی آموزشی است. تحقیقات زیادی برتری این روش را نسبت به روشهای سنتی دیگر نشان می‌دهد.

در یکی از تحقیقاتی که بوسیله هاستینگس[10] در سال 1972 انجام گرفته است ، دو گروه آزمایش و گواه با هم مقایسه شده اند. در این آزمایش ، یک گروه 90 نفره ( گروه آزمایش) بدون استفاده از روش رسمی کلاسیک ، آموزش دیدن و هر قت که آماده می‌شدند، به طور انفرادی امتحان می‌دادند . گروه دیگر ( گروه گواه) همان واحد درسی را با آموزش رسمی شامل سخنرانی ، کنفرانس، نمایش، بحثهای گروهی ، و طرح  فرا گرفتند. هر واحد درسی شامل 223 هدف رفتاری بود که اغلب در حیطه شناختی قرار داشتند . به دو گروه تامدتی آموزش دادند ؛ پس از آن به شاگردان گروه آزمایش ، برنامه درسی( بخش اول) با هدفها و و عناوین مشخص برای تعقیب و ادامه آموزش دادند. افراد این گروه در هیچ کلاس رسمی دیگر حضور نیافتند و خودشان بر اساس هدفهای رفتاری ، با استفاده از مطالب اضافی و منابع داده شه ، مطالعه می‌کردند و به انجام دادن آزمایش و حل تمرین می‌پراختند و به محض اینکه احساس می‌کردند در آن بخش به حد تسلط رسیده اند ، آمادگی خود را برای امتحان دادن اعلام می‌کردند . به شاگردانی که نتیجه امتحان آنها به سطح معیار تعیین شده در ارزشیابی می‌رسید ، برنامه درسی بخش بعد داده می‌شد و به شاگردانی که نتیجه ارزشیابی آنها به طح معیار تعیین شده نمی‌رسید، بر اساس هدفهای آموزشی و برای تکمیل و تسلط بر درس، تکالیف اضافی داده می‌شد. اما شاگردان گروه شاهد آموزش خود را با همان شیوه‌ی قبلی ادامه دادند. در پایان آزمایش، از دو گروه ارزشیابی نهایی به عمل آمد. نتایج بدست آمده نشان داد که معدل امتیازات فراگیران گروه آزمایش، به طور قابل توجهی ، از امتیازات شاگردانی که در گروه گواه آموزش می‌دیدند ، بالاتر است. همچنین در پاسخ به سؤال پرسشنامه ای که بین شاگردان توزیع شد ، 54 نفر از 61 نفر گروه آزمایش اظهار کردند که می‌خواهند با این روش درس را ادمه دهند.

اگر معلمی هدفهای آموزشی یک واحد درسی را معین کند و به طور صریح و روشن انتظاراتی را که از شاگردان دارد بیان نماید ، در سازمان دادن آموزش انفادی موفق خواهد بود. هدفهای صریح و روشن آموزشی ، به شاگردان کمک می‌کند که بدقت دریابند چه مسئولیتی دارند و چه فعالیتهایی باید انجام دهند.علاوه چنین هدفهای روشن و صریحی قادرند هرگونه احساس ناتوانی شاگردان را کاهش دهند.

آنچه در روش PSI برای شاگردان جالب توجه است ، پیشرفت آنان بر اساس توانایی خودشان است. آنان با دیگران مقایسه نمی‌شوند و در مطالعه و امتحان دادن کاملا آزادند. البته ممکن است با این روش فراگیران وقت بیشتری صرف کنند ، اما در مجموع ، با توجهبه زمان حضور شاگردان در کلاسهای رسمی معمولی، می‌توان گفت چندان تفاوتی از نظر زمان بین دو روش سنتی و خودآموز وجود ندارد . ازمعایب روش PSI این است که ممکن است :

الف) شاگردان بیش از حد متعارف نمره‌ی مورد نظر را اخذ نکنند.

ب) در شروع کار ، در دادن امتحان مسامحه و تعلل ورزند.

ج) بر اثر احساس عقب مندگی ، درس را حذف کنند. البته یادآوری کتبی و شفاهی به کسانی که بسیار در دادن امتحان تعلل می‌ورزند، می‌واند میزن حذف و عدم موفقیت در امتجحان را کاهش دهد یا با افزایش ملاقاتهای معلم با شاگرد ان می‌توان از اثر سوء این روش کاست.

 

روشهای مختلف آموزش انفردای :

آموزش انفردای ممکن است با توجه به امکانات و شرایط، به روشهای مختلفی سازماندهی و اجرا شود. ما درادامه بحث، تعدادی از این روشها را مورد مطالعه قرار می‌دهیم.

 

یادگیری تا حد تسلط :

یکی از فنون موفقیت آمیز در امر یادگیری روش یادگیری تا حد تسلط است. چنانکه قبلاً در طرح کلر اشاره شد، شاگرد قبل از اینکه به پیشرفت خود ادامه دهد، باید محتوای آموزشی را تا حد تسلط یاد گرفته باشد. نظریه یادگیری در حد تسلط، توسط بلوم در سال 1968 و بلاک در سال 1971 مطرح شد. براساس این نظریه، یادگیری و پیشرفت تحصیلی فراگیران به طور وسیعی به زمان یادگیری بستگی دارد (کارول، 1963). به عقیده کارول، شاخص اصلی استعداد تحصیلی شاگردان زمان است. براساس نظریه او، میزان یادگیری افراد طبق این فرمول محاسبه می‌شود:

زمان منظور شده برای یادگیری

F = میزان یادگیری

زمان مورد نیاز برای یادگیری



 

معلمان در کلاسهای معمولی برای آموختن یک واحد درسی، زمان را محدود می‌کنند. آنان زمانی را که تک تک شاگردان برای یادگیری نیاز دارند، در اختیار آنان قرار نمی‌دهند و زمان یکسانی را برای همه در نظر می‌گیرند. این امر سبب می‌شود که شاگردان ضعیف نمرات پایینی در امتحان پیشرفت تحصیلی کسب کنند و برعکس، شاگردان قوی در چنین امتحاناتی به نمره‌های 80 و 90 و حتی گاهی 100 درصد دست یابند؛ زیرا آنان برای تسلط و یادگیری کامل، زمان کافی و حتی وقت بیشتری را در اختیار دارند.

البته کیفیت تدریس نیز بسیار مهم است. اگر سطح کیفیت تدریس بالا نباشد، شاگردان به وقت بیشتری نیاز خواهند داشت و اگر روش تدریس مطلوب و عالی باشد، برای یادگیری تا حد تسلط، وقت کمتری نیاز خواهند داشت. داشتن انگیزه نیز در تداوم و اتمام فعالیتهای آموزشی نقش مؤثری دارد. استعداد و توانایی شاگرد نیز در مدل کارول فراموش نشده است؛ زیرا چنانچه شاگرد دارای استعدادی ضعیف باشد یا نتواند درس را بفهمد یا در خواندن آن ضعیف باشد، برای یادگیری در حد تسلط به وقت بیشتری نیازمند است. بنابراین میزان یادگیری به عوامل یاد شده مربوط است که در فرمول زیر نیز می‌توان دید:

انگیزش × زمان منظور شده برای یادگیری

F = میزان یادگیری

توانایی فهم آموزش × کیفیت تدریس × زمان مورد نیاز برای یادگیری

 

 

بلوم و دیگران با طرح این نظریه و با عنایت به دادن زمان لازم به شاگرد، انگیزش، کیفیت تدریس و توانایی فهم تدریس، یادگیری و پیشرفت تحصیلی شاگردان را افزایش داده اند. بلوم معتقد بود که فقط 5 الی 10 درصد از شاگردان یک کلاس نمی‌توانند با وجود وقت کافی، نمره «الف» یا «ب» به دست آورند. به عقیده او مهارت یادگیری در حد تسلط بر «مفهوم خود» شاگردان اثر می‌گذارد. در این روش شاگردان به کفایت و ارزش خود پی می‌برند و اطمینان حاصل می‌کنند که دارای زمینه‌های موفقیت هستند. شناخت مهارتهای عمومی باعث تجدید قوا و ایجاد اعتماد و اطمینان از خود در شاگردان می‌شود و این عمل برای سلامت روحی شاگردان بسیار مؤثر است. بنابراین یادگیری در حد تسلط یکی از قوی‌ترین منابع سلامت روحی است و اگر شاگردان با این روش آموزش ببینند، کمتر به روشهای درمانی و کمک درمانی نیاز خواهند داشت.

روش یادگیری تا حد تسلط ارزش روشهای تدریس خصوصی را بخوبی نشان می‌دهد. این روش ثابت می‌کند که آموزش یک فرد به فرد دیگر باعث سازگاری و تطابق بیشتر فعالیتهای آموزشی با نیازهای شاگرد می‌شود و معلم سعی می‌کند روشهای آموزشی خود را براساس تفاوتهای فردی تنظیم کند. تشکیل جلسات با گروههای کوچک، کتابهای درسی جنبی، تدریس برنامه ای و بازیها و آموزش خصوصی، شاگرد را در درک مفاهیم آموزشی بسیار کمک می‌کند. شباهت روش یادگیری تا حد تسلط با طرح کلر در این است که هر دو به تدریس خصوصی و سایر روشهای آموزش فردی و مستقل توجه خاص دارند و اینگونه روشها را از نظر بازخورد و زمان تدریس با روشهای سنتی کاملاً متفاوت می‌دانند.

 


[1] Individual  instruction

programmed  instruction  [2]

computer assisted  instruction [3]

 [4] individually  prescribed  instruction

[5] individually guided  education

 [6] Robinson  

 [7] Survey ,Question , Read ,Recite ,Reviwe

[8] F.S.Cenedy      

 [9] Personalized  system  instruction  

Hastings    [10]    

  • تاریخ و ساعت انتشار :
    18:48       1395/11/17
  • تعداد بازدید :
    1534
  • پسندیده :

کلمات کلیدی

روشهای تدریس

تدریس سنتی

تدریس مدرن

یادگیری

تسلط

تدریس خصوصی




هفت قلم آرایش

گویند که آرایش بانوان در ایران باستان بر هفت خط یا هفت رج بوده است. پیشینه آرایش زن در ایران به دوران فرانک مادر فریدون (دوران مادر سالاری) بازمیگردد.


"هفت قلم آرایش" که از آن سخن به میان میرود به شرح زیر است:

نخست : حنا
دوم : بند
سوم  : وسمه
چهارم : سرمه
پنجم : سرخاب
ششم : سفیداب
و هفتم : خال