تبلیغات
شما

الویت بندی عوامل کلیدی تاثیر گذار بر استفاده از مارک خارجی به روش AHP

چکیده

دردهه‌های اخیربرند سازی و ایجادنام  و نشان تجاری موردتوجه بسیاری ازبازاریابان قرارگرفته و ایجاد برندهای قوی یکی از مهم‌ترین اهداف مدیریت برند است.برندهای قوی باعث جریان‌های درآمدی بالا درکوتاه­مدت و بلندمدت می‌شود، بنابراین هدف راهبردی مدیریت برند، ایجادبرندی است که برای دهه‌ها باقی مانده وتوان نفوذ درطبقات مختلف محصولات و بازارها را داشته باشد.برندهامی توانندمنجربه خلق ایده‌های جدیددرموردمحصولات وخدمات شوند.برندها می‌توانندمنجربه خلق ایدههای جدیددرمورد محصولات وخدمات شرکت شوند.برندهای برترقادرندهیجانات وعواطف مصرف کنندگان خودرابرانگیزند.مصرف کنندگان به این نام‌ها اعتماد داشته و بیش از سایر برندها از آن‌ها انتظارخلق ایده‌های برتر و نوآوری درمحصولاتشان را دارند.نوآوری می‌تواندبرای سازمانها فریبنده وگمراه کننده باشد، اما برای این که ایده‌های نوآورانه با موفقیت به مرحله ظهور برسند باید با مدیریت برند به شیوه مقتدرانه واثر بخش همراه باشند.یکی از فعالیت‌های اصلی درزمینه مدیریت برند،ردیابی ارزش برند است.این اقدام باید به صورت مرتب در بازه‌های زمانی معین ومشخص صورت بگیرد.مدیریت نام تجاری استفاده ازتکنیک‌های بازاریابی برای یک محصول خاص،خط محصول و یا نام تجاری است.در این تحقیق هدف شناسایی عواملی است که یک مارک خارجی را بیشتر در بازار مطرح می‌کندبه طوری که سهم وبخش بیشتری ازبازاررا تصاحب کند.شاخص‌های کلیدی اثرگذار براستفاده ازبرند خارجی شرکت آرایشی وبهداشتی پاکشو برروی  برندخارجی (اوه) بررسی شدو پس ازآن این شاخص‌ها اولویت بندی گردید.روش تحقیق مورد نظر دراین پژوهش برحسب هدف،تحقیقی کاربردی است وبرحسب نوع داده ها،روش پیمایشی-توصیفی از شاخه مطالعه موردی می‌باشد.منابع اصلی تحقیق عمدتاً گزارش‌ها و مستندات شرکت مورد بررسی می‌باشدوشاخص‌ها به روش AHP با استفاده ازنرم افزار Expert Choiceالویت بندی شدند.

  • تاریخ و ساعت انتشار :
    09:07       1396/09/01
  • تعداد بازدید :
    433
  • پسندیده :

کلمات کلیدی

رقابت ، استراتژی ، برند، مدیریت برند، رده بندی.


دسته بندی



مقالات مرتبط

دلیل اصلی شکست استارت‌آپ‌ها - تیم نامناسب

یک تیم خوب پر از افراد با مهارت‌های مختلف معمولا برای موفقیت هر کسب‌وکار ضروری است. استارت‌آپ‌های شکست خورده معمولا از این گله می‌کنند که کاش از اول فلان متخصص را استخدام می‌کردند یا آرزو می‌کنند ای کاش مدیرعاملی داشتند که به جنبه‌ تجاری کار هم توجه نشان می‌داد.

استارت‌آپ Standout Jobs در توضیح شکست خود، این‌طور نوشته: «تیم موسس نمی‌توانست به تنهایی یک محصول فوق‌العاده به وجود بیاورد. این کار اشتباه بود. اگر این تیم نمی‌توانست به تنهایی این کار را بکند (یا حداقل با کمی کمک از سوی افراد مستقل و خارجی)، پس اصلا نباید استارت‌آپ را به راه می‌انداخت. ما باید افراد بیشتری را در کار دخیل می‌کردیم، افرادی که در ابتدا می‌توانستیم به جای پول با وعده‌ سهام آن‌ها را جذب کنیم. اما این کار را نکردیم.»

در برخی موارد، تیم موسس باید از افراد مکمل تشکیل شود. موسس استارت‌آپ Nouncer نوشته: «این مسئله من را به یاد مشکل اساسی می‌اندازد؛ این‌که باید شریکی می‌داشتم تا وزنه‌ تعادل من باشد و تصمیمات تجاری و تکنولوژیک من را از لحاظ منطقی بودن ممیزی کند.»