معلمان خلاق ومیزان اثر بخشی کار آنان در تدریس

 معلمان خلاق ومیزان اثر بخشی کار آنان در تدریس

معلم خود نیز بایدخلاق باشد وازامکانات موجود حداکثربهره برداری را بنماید .آموزش دانش آموزان باید به جای تقویت حافظه درجهت ایجاد تفکری مولد وخلاق باشد.آنگونه که برخی افراد فکرمی کنند،معلم بودن کار آسانی نیست زیرامعلم باانسان درارتباط است نه با شئ .بنابراین اگرمعلم بخواهد ارزش‌های انسانی رابه دانش آموزان بیاموزد خود بایداین ارزش‌ها رادارا  باشد  پس برای پرورش دانش آموزخلاق باید ابتدا به فکر پرورش  معلم خلاق بود. معلم باید رفتاری مثبت ،خلاق ومناسب دربرخورد با دانش آموزداشته باشد وبین عقاید واندیشه‌های جدید ارتباط به وجود آورد.یک معلم خوب می‌تواند یک روانشناس خوب هم باشد .اوبرای شناخت نیازهای دانش آموزان باید ازتوانایی‌ها ،علائق ونقاط قوت وضعف یکایک آنان آگاه باشد . پرورش خلاقیت تنها باکاربرد یک روش خاص برای همه کودکان امکان پذیر نیست بلکه باید به روش‌های گوناگون توجه داشت وبا تسلط بر آنها درایجاد خلاقیت دانش آموزان ،کوشش نمود. فرایند یادگیری به معنای کسب معلومات از کتاب ها، به رشد توانایی‌ها وایجاد تفکر خلاق کمک نمی‌کند . 

معلم برای خلاق بودن درتدریس ،قبل از هرچیزبایدهدف داشته  باشد .این هدف شامل داشتن تعهد به کار در محدوده‌ی فعالیت‌های خلاقیت است .اوباید به فرصت هایی که دراین زمینه به وجود می‌آید بهای بسیاری  بدهد وهمواره الگویی برای دانش آموزان باشد. یک معلم برای آموزش خلاقیت باید ازهرجهت آگاهی داشته باشد وپذیرای احساسات وتجارب دیگران باشد.بایداطلاعات جدیدوارتباط مفاهیم رادریابد ودرجهت پیشبرد سطح علمی وآموزشی خود مرتب کمک وتشویق شود وپیوسته به دنبال حل مسائل برآید. معلم باید بیاموزد که مشاهده گرخوبی باشدوهرمشاهده ای برای اوایجادسؤال کند.وی باید قادر باشد بین حقایق وآنچه خودش مشاهده می‌کند فرق بگذارد ودرنتیجه دریابد که مشکلات احتیاج به راه حل دارند.معلم باید باآگاهی ، فرایندآموزشی راپیش ببردوبا توجه به مراحل آن،دستاوردهای هرمرحله وابتکارعمل خودرا بسنجد. ضمن اینکه این سنجش می‌تواند توسط دیگران هم انجام شود.معلمان باید برتری فکری بعضی ازدانش آموزان رابپذیرند.یک معلم خوب نباید درتدریس موضوع اصلی پی درپی مرتکب اشتباه شود. ودرصورت بروز اشتباه ،آن را صریح ومنطقی بپذیرد.اونباید خود را مسئول دانستن همه‌ی سؤال‌ها بداند .دربعضی موارد عدم حضور ذهن برای پاسخ به سؤال امری طبیعی است .داناترین معلمان آنهایی هستند که درموقع لزوم برای گفتن «نمی دانم »آماده اند .بادانش آموز باید صادقانه رفتار کرد زیرا زمانی می‌رسد که مجبور خواهید شد اقرار کنید «نمی دانم».درعین حال راهنمایی صحیح دانش آموز برای رجوع به افراد مطلع ،دایرة المعارف وکتاب‌های دیگر ضروری به نظر می‌رسد . ودر پایان معلم نباید پیشنهاد‌ها وفکرهای جدید دانش آموزان را مورد انتقاد یا داوری عجولانه قرار دهد تا دانش آموزان بتوانندبه راحتی عقاید ونظریات علمی خودراابرازنمایند .عصبانیت ونگرانی درمقابل پاسخ بی ربط دانش آموزان بی مورداست این کار باعث ازبین رفتن استعداد‌های نهانی آنان می‌شود.

معلم خلاقیت فردی وتاثیر آن در رشد وابتکار دانش آموز

معلم و نقش او در ایجاد زمینه‌های تجربی و عمل یادگیرنده اهمیت خاص دارند. چگونه یک معلم مبتکر و خلاق می‌تواند کوشش کند، خلاقیت را در دانش آموزان بازشناسی و تشویق کند و فرصت هایی برای بروز آن فراهم کند. این بخش،پیشنهادهای ویژه ای برای فراهم کردن چنین فرصت هایی ارائه می‌دهد. معلم خلاق کسی است که سؤالات غریب « غیرمعمول» و « عجیب» دانش آموزان را نادیده نمی‌گیرد. ( بسیاری از اوقات می‌بینیم که به دانش آموزانی که سئوالات غیرعادی می‌کنند گفته می‌شود « ساکت باش» و برو و خودت آن را پیدا کن. دانش آموزان از طرح سئوالاتی که معلم را دچار زحمت می‌کنند لذت می‌برند. 
معلم گرامی:درصورتی که نمی‌توانید برخی سئوالات را جواب دهید.مثلاً «چرا مورچه خواردارای شش انگشت است؟» بگذارید دانش آموزان ببینند شما از چنین سئوالاتی استقبال می‌کنید تا جواب آن را پیدا کنند.ومعلمانی که خود خلاقیت  فردی  دارند سعی می‌کنند درهمه‌ی فکرها نکات مثبت را بیابند، به فکرها و سئوالات  برچسب «احمقانه» و« بد» نمی‌زنند که باعث شود دانش آموزان سئوالات خود را مطرح نسازند.بهترین روش این است که این گونه سئوالات با مطالبی ازسوی معلم دنبال شود وازیادگیرنده بخواهد درمورد مسئله بیشترفکر کند،زمانی که دانش آموزان سئوالات خود را مطرح نسازند.بهترین روش این است که این گونه سئوالات با مطالبی از سوی معلم دنبال شودوازیادگیرنده بخواهد درمورد مسئله بیشتر فکرکند،زمانی که دانش آموز فکرخودرا ارزیابی می‌کند، احتمال کمتری وجود دارد که درآینده ازطرح سئوال بپرهیزد وبه طورمنظم به خلاقیت وابتکاردانش آموزان خویش پاداش می‌دهد.بسیاری ازدانش آموزان نشان داده اند که با دریافت پاداش برای فعالیت‌های خلاقانه، رفتار خلاقانه‌ی آن ها، افزایش یافته است.ومعلم خلاق ازدانش آموزان خویش انتظارخلاقیت وابتکار داردو آن را طلب می‌کند تا در موقع نمره دادن به « خلاقیت» و ابتکار امتیازاضافی می‌دهد و برای رفتارهای خلاق الگو نشان می‌دهد. 
تحقق موبه موهدفهای ازپیش تعیین شده وتسلط برمحتواموردتأکید نیست بلکه پرورش قوه تفکرخلاقیت و نوآوری اهمیت بیشتری دارد. برای فعال کردن فرایندهای  ذهنی  فقط به غنی سازی شرایط بیرونی  آموزش، مثل  کتاب راهنما ، کار و تمرین و نرم افزارهای  آموزشی و ...اکتفا نمی‌کند. بلکه زمینه هایی برای تجربه‌های  شخصی یادگیرنده به  منظور فعال کردن  فرایندهای  ذهنی و تفکر او فراهم می‌کند. معلم خلاق  به روشهای  یاددهی  و راهبردهای یادگیری کلیشه ای و از قبل تهیه شده اکتفا نمی‌کند. بلکه در انتخاب سازو کارهای یاددهی، یادگیری به تناسب موضوع آموزش و آزادی به دانش آموزان می‌دهد ومعلمان دارای خلاقیت فردی، تنها ( بسته‌های آموزشی) مرجع آموزش نیستند. بلکه هرنوع فناوری و هر نوع وسیله مناسب آموزشی اعم از منابع مکتوب و غیرمکتوب  ممکن است به عنوان  محتوایی برای آموزش و تربیت در نظر گرفته شود. برای معلم  زمینه ساز خلاقیت، محل آموزش، ثابت و مشخص و استاندارد نیست. معلم و دانش آموز می‌تواند به هنگام ضرورت و به تناسب موضوع آموزش،از محل یادگیری غیر از کلاس درس برای یادگیری استفاده کند. معلم خلاق ازارزشیابی پیشرفت تحصیلی  مفهوم درستی  برداشت می‌کند وارزشیابی را وسیله ای برای افزایش مهارتهای یادگیری تلقی می‌کند و از آن در جهت بهبود کیفی برنامه استفاده می‌کند واز ارزشیابی فقط در ارتباط با شناسایی نقطه ضعف‌ها بهره نمی‌گیرد.بلکه نقش بزرگتر ارزشیابی را شناسایی استعدادها و تواناییها می‌داند. 
ابزارهای  ارزشیابی برای معلم خلاق از انواع ابزارهای  مواد کاغذی، کتبی، شفاهی و عملی معمول  و شناخته شده محدود نیست هرنوع ابزار ابتکاری ممکن است وسیله ای برای سنجش و ارزیابی قرار می‌دهد.ومعلم زمینه ساز خلاقیت، ارزشیابی را فقط از آن چه آموزش داده شده است به عمل نمی‌آورد. بلکه آنچه یاد گرفته شده است مورد ارزیابی قرار می‌دهد. معلم خلاق یک جو کلاسی خلاق را به وجود می‌آورد وبه دانش آموزان می‌آموزد که تفکر خلاق خود را معتبر بدانند تا احساس وحشت از شاهکارها را برطرف می‌کند و یادگیری خود انگیخته را تشویق می‌کند تا دانش آموزان را به محرک‌های محیطی حساس‌تر کند و چگونگی آزمودن و عقیده را به طور منظم آموزش می‌دهد و کسب دانش در رشته‌های گوناگون را تشویق می‌کند.

معلم و شیوه هاى پرورش تفکر اخلاق 

تعلیم وتربیت به یک معنا عبارت است از رشد قوّه قضاوت صحیح در افراد. تقلید از دیگران یا پیروى از تمایلات و عادات، سبب رکود فکرى و عجز او در برابر مسائل و مشکلات است. امروزه جامعه نیازمند افرادى است که فکر و خرد را حاکم بر اعمال و افکار خویش قرار مى دهند و مشکلات را به گونه ابتکارى از سر راه خود برمى دارند.

 اجمالاً وظایف یک معلم در تحقق این هدف بدین شرح است

1. دانش آموزان را به داشتن ایده هاى بکر و نو تشویق نماید; ایده هایى که کم وبیش براى خود آن‌ها بکر است. ضمن پذیرش ایده هاى بکر، زمینه ابراز آن‌ها را فراهم کند. مثلاً، مى توان از دانش آموزان خواست که به جاى ارائه گزارش ساده از یک کتاب، آن را شخصاً ارزیابى کرده و هر نظرى که درباره آن دارند بیان کنند و یا این که فصلى از فصل هاى سال را توصیف کنند به طور کلى، نقاشى هاى آزاد، مقاله نویسى و نگارش داستان هاى کوتاه، زمینه ایده فرد و تفکر خلاق در دانش آموزان را بهتر فراهم مى کند. 

2. مطالب درسى را به صورت مسأله و معما براى شاگردان طرح کند. مطالعه کتاب و یا گوش دادن به سخنان معلم، از برکردن حقایق علمى و تاریخى رشد قوه ابتکار شاگردان را به دنبال ندارد. معلم به جاى بیان مطالب درسى یا ذکر حقایق علمى، باید دانش آموزان را به طرح مسائل ترغیب کند. 

3. معلم باید به دانش آموزان اجازه دهد تا مسائل، نظرات و ایده هاى خود را اعلام نمایند و این ایده‌ها را روى تخته کلاس درس نوشته و پس از طرح مسائل و ایده هاى خود به آنان اجازه دهد که این مسائل را نقد و بررسى نموده و مورد آزمایش قرار دهند.


شیوه هاى گوناگون تدریس 

معلم باید در جریان تدریس و فرایند تعلیم و تربیت، شیوه هاى مختلفى را به کار برد; از جمله، روش حل مسأله، روش تهیه طرح یا پروژه، روش بحث آزاد و پروژه هاى گروهى وجمعى متناسب با موضوع و موقعیت درسى. 

فعال شدن شاگردان در کلاس 
کلاس هاى درس را مى توان به جاى «معلم محورى» به صورت «فراگیر محورى» اداره کرد. در کلاس فراگیر محورى، دانش آموز در امر یادگیرى دخالت مستقیم و اساسى دارد. معلم راه هاى یادگیرى را به شاگردان دیکته نمى کند، بلکه شیوه هاى مختلف یادگیرى را پیش پاى آنان قرار مى دهد تا با استفاده از نیروى خلاقیت و ابتکار خود مسیر و روش یادگیرى را جستوجو نمایند. به جاى این که معلم براى دانش آموزان اطلاعات فراهم کند، بایستى آنان را در موقعیتى قرار دهد تا خود به جستوجوى اطلاعات بپردازند. معلم در این شیوه تدریس، راهنماست و نقش یارى دهنده و هدایتگر را ایفا مى کند. 

استفاده از روش بارش مغزى (brain Storming
در روش بارش مغزى، پس از این که مسأله اى در کلاس ارائه شد، معلم از دانش آموزان مى خواهد تا هر تعداد راه حل را که مى توانند براى مسأله بنویسند.معلم پیش از ارائه همه راه حل‌ها به وسیله دانش آموزان، نباید هیچ گونه اظهارنظرى در این خصوص بنماید. این روش، شبیه روش تداعى آزاد است که در روان کاوى مورد استفاده قرار مى گیرد. 

ایجاد زمینه تفکر 
معلم باید زمینه اى فراهم کند که همه دانش آموزان تفکر نمایند و بدون نگرانى تفکرات خویش را اظهار نمایند. هرچند شاگردان در فرایند تفکر ممکن است اشتباه کنند، اما مهم، تفکر و پرورش فکر است. در این گونه کلاس‌ها پاسخ صحیح و غلط شاگرد براى معلم ارزش یکسان خواهد داشت. زیرا به هر حال دانش آموز به تفکر واداشته شده است. به عبارت دیگر، باید به دانش آموزان اجازه داده شود تا اشتباهاتى را مرتکب شوند. زیرا ممکن است اشتباهات به بینش هاى مثمرثمرى منتهى شوند. 

معلم باید شرایط آموزشى را به  گونه اى ترتیب دهد که شاگردان  مطمئن شوند که اختلاف نظر آنان با معلم مشکلاتى براى آنان نخواهند داشت. به هیچ وجه نباید اندیشه هاى شاگردان را طرد نمود. چون در این صورت آنان به تفکر نخواهند پرداخت.

تفاوت بین نقش یک معلم اثر بخش و ناکارا درایفای نقش خود به عنوان تسهیل کننده یادگیری در کلاس درس

 معلمان اثر بخش :

1ـ کارهایشان بخوبی سازمان یافته و آماده است ؛ یعنی از وقت و زمان خود بخوبی استفاده می‌کنند و می‌کوشند تا برنامه خود را از قبل تنظیم و از لحظه لحظه کلاس برای یادگیری استفاده کنند .

2- برای عوض کردن موضوع بحث و گفتگو از لحظه‌ها استفاده می‌کنند ؛یعنی در کلاس فعالیتهای متنوعی را باعث می‌شوند و هر حادثه یادگیری مقدمه و بهانه ای برای حادثه یادگیری دیگر می‌شود .

3-از برنامه یا جدول یادگیری سریع استفاده مناسب می‌کنند ؛ یعنی کلاس را به صورت زنده و شاد و فعال اداره می‌کنند و در عین حال ، بردانش آموزان فشاری بیش از حد ظرفیت آنان وارد نمی‌آورند .

4ـ دانش آموزان را برای یادگیری انگیخته نگه می‌دارند ؛ یعنی آنچنان فضای روانی را ایجاد می‌کنند که دانش آموزان نسبت به یادگیری مطالب کنجکاو و انگیخته باقی می‌مانند .

5ـ  موجباتی را فراهم می‌آورند که هر چند دانش آموزان در حال نشسته به یادگیری می‌پردازند ، اما برای انجام دادن فعالیت‌های یادگیری ،هیجان و انگیزه‌ی لازم را دارا باشند .

 6- دانش آموزان را تشویق به انجام دادن فعالیتهایی می‌کنند که مکمل فعالیت‌های قبلی است  یعنی هر مطلب جدید را چنان مطرح می‌سازندکه با موضوع قبلی در ارتباط و تکمیل کننده موضوع قبلی است . 

 7- آگاه هستند ؛ یعنی آنچنان کنترل کلاس را در اختیار دارند که گویی چشمی نیز در پشت سر دارند ، ولی دانش آموزان احساس نمی‌کنند که تحت کنترل یا فشار معلم هستند .

  معلمان ناکارا

  1- می‌گویند به اندازه‌ی کافی کارم منظم است ،ولی عملاً در این زمینه اقدام مؤثری به عمل نمی‌آورند و به واسطه نداشتن برنامه قبلی دچار  بی نظمی در کلاس هستند .

2- فواصل زمانی طولانی باعث سکوتهای طولانی در کلاس می‌شود ؛ یعنی هم دانش آموز و هم معلم به دلیل تغییر از یک حالت به حالت دیگر ، حواسشان پرت می‌شود .

3-از برنامه یادگیری کُند استفاده می‌کنند و در عین حال موجب سر در گمی دانش آموزان می‌شوند .مرتباً مشق و درس دانش آموزان را چک می‌کنند و موجبات گیجی و سر در گمی آنان را فراهم می‌آورند .

4ـ دانش آموزان بدون احساس کنجکاوی یا انگیخته شدن ، خود را مجبور به انجام دادن تکالیف درسی احساس می‌کنند .

5ـ فضای روانی کلاس به نحوی است که یادگیری برای دانش آموزان به صورت کار خسته  کننده ای در می‌آید ، معلم مسائل متعددی را برای حل ارائه می‌دهد و دانش آموزان نیز باجبار به کار مشغول می‌شوند

6ـ غالباً مدیریت و رهبری مغشوش و دستخوش تغییر و تبدیل معلم، باعث از بین رفتن تمرکز دانش آموزان نسبت به یادگیری مطالب می‌گردد.

7- رفتار معلم آنچنان است که به نظر می‌رسد نسبت به آنچه در کلاس درس می‌گذرد آگاهی ندارد و تنها به یک دانش آموز توجه می‌کند و دانش آموزان دیگر را نمی‌بیند

وقتی بحثی را مطرح می‌سازد زمان بندی آن را رعایت نمی‌کند و در نتیجه دانش آموزی را که اشتباه کرده است ، متهم می‌کند ، واکنشهای بیش از اندازه نشان می‌دهد ، آثارنامطلوب در دانش آموزان باقی می‌گذارد و بالاخره اعتبار خود را نزد آنان از دست میدهد

  • تاریخ و ساعت انتشار :
    23:18       1395/10/15
  • تعداد بازدید :
    28
  • نویسنده :
    اسماعیل محمدی
  • پسندیده :

کلمات کلیدی

معلم

معلمان خلاق

تدریس

ویژگی

تدریس خصوصی



قهوه

می گویند چوپانی از اهالی اتیوپی یا حبشه متوجه شده بود که وقتی گوسفندانش از گیاهان قرمز رنگی که در اطرافشان روییده بود تغذیه می‌کنند، شادتر و سرحال‌تر از همیشه به نظر می‌رسند. چوپان بعد از بررسی و امتحان این گیاه آن را به یک پیشوای دینی نشان داد و در نهایت این گیاهان پس از سرخ شدن و جوشیدن به عنوان یک نوشیدنی مورد استفاده قرار گرفتند